هوش هیجانی و تاثیر آن در تبلیغات و هدیه تبلیغاتی
یک تعریف عملیاتی از هوش هیجانی این می شود که بتوانیم تعادل درستی متناسب با یک موضوع بین ذهن خردگرا و ذهن هیجانی بوجود بیاوریم و این در تبلیغات و انتخاب هدیه تبلیغاتی هم کاربرد دارد. یعنی می آیند و روی ذهن هیجانی ما کار می کنند و وقتی ما یک تبلیغ را می بینیم حتی اگر آن یک خوراکی باشد که برای ما ضرر دارد، سریع به فرزندمان می گوییم که برو و فلان چیز را بخر تا من که می خواهم فوتبال را ببینم، این را بخوریم.
در صورتی که ذهن خردگرای ما می گوید که ما میوه در یخچال داریم و می توانیم از آن استفاده کنیم که سالمتر است. پس از این ذهن هیجانی را خیلی ها در تبلیغات و هدیه تبلیغاتی استفاده می کنند. یکی از وظایف روابط عمومی ها، ترویج فرهنگ صرفه جویی است. برای این ترویج ما ممکن است از تبلیغات تلویزیونی یا انواع هدیه تبلیغاتی استفاده کنیم. در این تبلیغات باید فاصله میان ذهن خردگرا و ذهن هیجانی آنها را پر کنیم.
امروزه همه به ظاهر خودشان می رسند، ممکن است میلیون ها تومان پول گوشی موبایل، عینک یا کت و شلوار آن ها باشد اما از آن طرف شاید برای دکتر رفتن خیلی هزینه نکنند. این در واقع به ما این را می گوید که ذهن خردگرای بعضی از انسان ها خیلی کار نمی کند. الان زمانه ای است که مردم بیشتر با هیجاناتشان پیش می روند. اگر ما بتوانیم در تبلیغاتی که به بحث مصرف بر می گردد، مردم را از ذهن هیجانی به ذهن خردگرا برسانیم، موفق می شویم. یعنی آن چیزی که من به اصطلاح امروزی ها کلاس کاری خودم می دانم، نوع رانندگی من هم باشد، نه فقط لباس من! نوع ایستادن در صف هم باشد. این شاید یک بحث مفصلی باشد که در تبلیغات بیشتر باید به آن بپردازیم.
این مهارت که در کدام تبلیغات مخاطب را به سمت ذهن خردگرا ، و در کدام تبلیغات ذهن مخاطب را به سمت ذهن هیجان گرا سوق دهیم، بسیار مهم است و در تبلیغات و انتخاب درست یک هدیه تبلیغاتی مناسب بسیار تاثیر گذار است.
اگر بخواهیم از هوش هیجانی تعریفی داشته باشیم می توانیم بگوییم: توانایی شناسایی احساسات خود و دیگران، چگونگی استفاده از این احساسات و شناخت در ارتباطات ما است. این یک تعریف آکادمیک از هوش هیجانی بود.

افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند ویژگی هایی دارند که ما هر جایی که آنها را ببینیم خوشحال می شویم. ممکن است در تاکسی، دو تا رفیق را با هم ببینیم که آنقدر صمیمی هستند که ما حسرت آن صمیمیت را می خوریم.
خود کنترلی، تعادل رفتاری و دیگر ویژگی هایی که در هر زندگی و در هر شخصی و در هر کشوری، به عنوان یک ویژگی مثبت تلقی می شود.همه این ویژگی ها به هوش هیجانی افراد برمی گردد.
بعضی از افراد می گویند: آدم های نرمالی هستند. این در واقع یک جورهایی همان تعریف هوش هیجانی بالا است. دنیل گلمن هم یک تعریف چند بعدی از هوش هیجانی دارد. «ما بتوانیم احساسات خود را شناسایی کرده و احساسات دیگران را؛ و از این شناخت برای مدیریت احساسات در درون خودمان و در ارتباطاتمان استفاده کنیم.»
در روابط عمومی و به ویژه تبلیغات و بازاریابی، هدیه تبلیغاتی ، درکی که از رفتار مخاطب وجود دارد این است که مخاطب در آخرین لحظه تصمیم خود را برای خرید یک کالا یا خدمت با استفاده از احساس خود می گیرد. این بدان معناست که روابط عمومی و تبلیغات باید بر روی هوش هیجانی مخاطبان خود کار کنند.
استفاده از تئوری ها در عمل یکی از مسائل بسیار بزرگ پیش روی تمام بخش های اجرایی قرار دارد. اینکه ما می دانیم باید از راه احساس وارد شد و می دانیم که هوش هیجانی بایستی مد نظر ما قرار بگیرد اما چگونه آن را مورد استفاده قرار دهیم. این نکته ای است که از اهمیت بسزایی برخوردار است.
برای هر کسب و کاری مهم است که با انجام هر تبلیغ و کار تبلیغاتی یا هدیه تبلیغاتی بازخورد مناسبیاز مخاطبین خود دریافت کند. باتوجه به مطالبی که در بالا آورده شد استفاده از هوش هیجانی و تاثیر بر هوش هیجانی مخاطب ، تاثیر تبلیغات و هدیه تبلیغاتی کسب و کار شمارا به مراتب افزایش خواهد داد.